تشنه و دیوار

زندگی آمیخته به رنج است ؛ رنج می تواند سازنده باشد ، می توانی بر دوش رنج هایت بایستی.

ماجرا ازین قراره که تشنه ای در طلب آب به دیواری برخورد می کنه یکی از خشت ها را می کنه و به درون چشمه پشت دیوار میندازه و …

دلیل رنجش ما از نگاه مولانا همین دیوار بلندیه که در درون ماست برای رسیدن به آب که همان آگاهی و حقیقت وجود است راهی نیست جز اینکه از این دیوار گذر کنیم خشت هاشو یکی یکی بکنیم و در آب بندازیم .

خشت قدرت طلبی ، دیکتاتوری، بیش سازگاری ،ناجی ، مهرطلبی ، قربانی ، زورگو،
 و صدها خشت که این دیوار بلند ” خود ” را ساخته !

با کندن خشت ها دیوار کوتاه شده و سجده اتفاق می افته گذشتن از خود ، خود را خاک کردن ، خود را نقش زمین کردن و چنین سجده ای بخشش را در وجود ما جاری می کنه. مهربانی را ، فروتنی را، گذشت را،

و لذت ماندگار و رضایت عمیق و پایدار ….

در طلب زن دایما تو هر دو دست

کو طلب در راه نیکو رهبر استپ

لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب

سوی او می غیژ و او را می طلب

نظرات

متوسط امتیازات

0
بدون امتیاز 0 رای
رایگان!
0 نقد و بررسی

جزئیات امتیازات

5 ستاره
0
4 ستاره
0
3 ستاره
0
2 ستاره
0
1 ستاره
0

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تشنه و دیوار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *